دل تنگی - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily دل تنگی دلتنگ خیلی چیزام...دلتنگ ِاسترس کشیدن و هر لحظه واتساپم رو چک کردن که استاتوسم رو دیده یا نه؟ دلتنگ ِدعا کردن که بهش برسم، دلتنگ ِتصور کردن لبخندش...چند روز پیش ازدواج کرد. دیگه حتی چهره شو با لبخند یادم نمیاد! دیگه حتی چهره ش بنظرم قشنگ نیست و معمولیه و خیلی...
سر کار با بی حوصلگی و کمی درد - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily سر کار با بی حوصلگی و کمی درد به شدت نیازمند لوس کردن خودم برای کسی هستم. دارم پریود میشم و حالم مساعد نیست. وقتی پریود میشم دچار مشکلات گوارشی هم میشم در عرضش و این اذیتم میکنه. اینکه شکمم قار و قور صدا میده و هی نیاز دارم برم دستشویی چون اسهال شده م یا دل درد دارم ...
خرابکاری جدید - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily خرابکاری به‌روز هر وقت اسم وبلاگمو میخونم آروم میشم...راستش دوباره گند زدم و خیلی بدم گند زدم! حاجیان ... فکر میکردم دوستم داره و دوستش دارم و خب چی از آب در اومد؟ بعله! دوست دختر داشت! آره خلاصه :)و در روز جاریم همش با آهنگای مسیح و آرش گذشت... احساس حماقت شدیدی میک...
هدر رفت احساسات - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily هدر رفت احساسات الان رفتم یکی دو تا پست قدیمیم رو خوندم و دیدم حاجیان رو جا انداخته م :))احساسات پاک انسانیه که همین جور هدر میره و تموم میشه و حیف و میل میشه...چقدر دلتنگ همه آدمهاییم که یه روزی دوستشون داشتم.یه روزی دوستشون داشتم و البته فکر میکردم بهشون میرسم... :...
غیبت راجع به بچه‌های انجمن و تصمیم گیری راجع به چیزهای کلی دیگر - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily غیبت راجع به بچه‌های انجمن و تصمیم گیری راجع به چیزهای کلی دیگر... ترسیده بودم از عشقعاشق‌تر از همیشههر چی محال می‌شدبا عشق داره میشه!انگار داره میشه....صبح بیدار شدم و این از توی ذهنم می‌گذشت همش :)) کسی حالا توی زندگیم نیست و برام بولد نیست. همین دوماه اخیر رفتم به...
گزارشی از سال ۱۴۰۰ و شرح آنچه که بر ما گذشت - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
آها یادم رفت کلا بگم که سر قضیه آقای نون حالم چقدر بد شد و سادات چه گندی زد بهم با رفتن و جلو جلو گفتن بهش که من میخوام برم بهش پیشنهاد بدم :)))بعدشم که این قضیه رو توسط ف متوجه شدم و فهمیدم، که بعدش به خودم گفتم کاش نمیگفت بهم، باز حالم گه شد... اون هی داشت اشک میریخت که مثلا من براش مهم بوده م ولی...
از حال و هوای این روزهام؛ چند روز مانده به کنکور - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 19:34
Home Profile Design E-mail Daily از حال و هوای این روزهام؛ چند روز مانده به کنکور... این زندگیِ منه... همین همواره ریجکت شدن. الهه نمی‌پذیرتم... منو با همه چیزم نمی‌پذیره.. با غمم غصه های بزرگم و تنهایی‌های عمیقم... چون که نمیتونه وقتی تعریفشون میکنم منو از خودش جدا کنه و گریه نکنه... غمم خیلی بیش ا...
گزارشی از سال ۱۴۰۰ و شرح آنچه که بر ما گذشت... - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 0:24
آها یادم رفت کلا بگم که سر قضیه آقای نون حالم چقدر بد شد و سادات چه گندی زد بهم با رفتن و جلو جلو گفتن بهش که من میخوام برم بهش پیشنهاد بدم :)))
باهآررر - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 0:24
الان دیدم که تو وبلاگم برای بهار ۹۹ نوشتم بهار نقطه و خب حالا مجددا:بهار با کلی حس خوب و مواجه شدنم با استرسمو کلی چیزای خفنی که در مقابلمه برای تجربه کردن تو امسالو نقطه عزیزکم. نقطه :) Adblock test (Why?)
از حال و هوای این روزهام؛ چند روز مانده به کنکور... - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 0:24
این زندگیِ منه... همین همواره ریجکت شدن. الهه نمیپذیرتم... منو با همه چیزم نمیپذیره.. با غمم غصه های بزرگم و تنهاییهای عمیقم... چون که نمیتونه وقتی تعریفشون میکنم منو از خودش جدا کنه و گریه نکنه... غمم خیلی بیش از حد رنجش میده. آخر این ماه یعنی ۲۷م ۲۸م کنکور ارشد دارم... درست حسابی واسش نخوندم، نمیخ...
اسفند و قرنطینه خانگی - تاریخ: 1399/1/16 ساعت: 0:21
وقتی یادم آمد که مدتی است اینجا ننوشته ام فکر کردم احتمالا بهمن را ننوشته ام ولی وقتی چک کردم دیدم ۱۷ بهمن یادداشتی برای خودم اینجا گذاشته ام و چقدر خوب! امروز که دارم این یادداشت را مینویسم ۶ اسفند ا
حرف های اسفند ماه - تاریخ: 1399/1/16 ساعت: 0:21
حسم داره از سارا برمیگرده. فکر کنم دیگه کمتر ازش حس خوب میگیرم البته احتمالا خیلیش برا اینه که همین چند لحظه پیش سر موصوعی باهام مخالفت کرد و من حس میکنم مخالفت به منزله طرد کردن منه :)) بله طرحواره ه
بهار ۱۳۹۹ - تاریخ: 1399/1/16 ساعت: 0:21
بهار شروع شده و خب راستش هنوز گرفتگی های سر ِطرحواره ایم همچنان ادامه داره... امیدوارم زودتر حالم خوب بشه و مثل بقیه آدما عادی زندگی کنم. این آرزوی بزرگم برای سال نود و نه ئه. امیدوارم که به این آرزو برسم. آمین
دی و چالشهایش - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:52
امروز ۱۷ دیاتفاقات زیادی توی همین ۱۷ روز افتاده. حالم بهتر است. امروز رفته بودم پیش تراپیستم و در کمال تعجب وقتی آمدم بیرون حالم بد نبود! نه بهت زده بودم نه غمگین و نه حالت گریه داشتم! میتوانم بگویم ک
دردهای روان - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:52
با تغییر دادن نگرش ها و فکرها و باورهام دردهای روانم بیشتر شدن اما برا بهتر شدن باید تغییر کرد و تغییر انگار مستلزم درده. روانم درد میکنه. چند وقتی هست که از همه طرف هجوم آوردم به خودم که خودمو اصلاح
هفده بهمن - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:52
۱۷ بهمن حتما روز قابل توجهی نیست... مگر اینکه در آن روز چیزی را تمام کرده باشم که دو سه سالی است درگیر آنم... تمامش کردم تا مگر در جایی دیگر آرام بگیرم و به این روزها دیگر فکر نکنم. امیدوارم روزهای خوبی در انتظار من و اویی که نخواست به دست های من خسته برسد، باشد و آینده روی خوش زندگی را به هردویمان ...
پراکندهنویسیها - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:45
۱.اخیرا یه مطلب از شاهین کلانتری خوندم به نام روز ۱۲هزار کلمهای! شرح یک روز از زندگی ایشون که در اون روز ۱۲هزار کلمه نوشتن! یعنی یه جورایی یه مدل تراپی انگار.. هرآنچه در درونشون داشتن رو ریختن بیرون
در باب هوس - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:45
چنگ دل آهنک دلکش میزندناله عشق است و آتش میزند...
وبلاگنویسی یا کانالنویسی؟ مسئله این است! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:45
آخرین نوشتهم مال سوم شهریوره و امروز یازده شهریوره. قرار بود هرروز برا خودم یادداشت روزانه بنویسم و میخواستم این کارو اینجا انجام بدم که کانالمو زدم و خب چون اونجا هم اضافه شد و از وبلاگ عزیزززم غفلت کردم. :))اومدم قول بدم وبلاگنویسی رو فراموش نکنم و حتما اینجا رو هم زود به زود بهروز کنم.اینجا از جه...
یادداشت آخر تابستان - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:45
آخرین ساعات ِآخرین روز ِتابستان ِسال ۱۳۹۸ ئه...تابستون تقریبا پرباری رو گذروندم. چندتا کتاب خوندم، یه دوره روزنامهنگاری رو شرکت کردم که فهمیدم به درد کار روزنامهنگاری نمیخورم اما کلاس نویسندگی خلاق